نگاشته شده توسط: hoviatema | فوریه 9, 2010

گفتگوی دوشنبه 19 بهمن 1388 – 8 فوریه 2010 میلادی

سلام

دوشنبه 19 بهمن 1388 -  8 فوریه 2010 میلادی

امروزدرباره 8 موضوع صحبت می کنیم.

پخش گفتگوی روزانه ازشبکه ماهواره ای”آسوسات”

شبکه تلوزیونی “آسوسات” که به زبان کردی برنامه پخش می کند،ازدیروزمحبت کرده وازساعت 6:15 تا 6:30 بعدازظهربه وقت ایران برنامه گفتگوهای 10 دقیقه ای مارا پخش می کند.برنامه های این شبکه تلوزیونی روی ماهواره هاتبرد 5.6هاریزنتال و11604 مگاهرتزپخش می شود. من به سهم خودم ازتمام دست اندرکاران وگرداندگان این شبکه تلوزیونی تشکرمی کنم وامیدارم که این حرکت بتواندهرچه بیشتربه گسترده ترشدن ارتباط ما کمک کند.

آوردن نیروهای انتظامی ازشهرهای کوچک به تهران وامکان استفاده جنبش ازاین فرصت

بچه هایی که داخل نیروی انتظامی هستند، ازجلساتی که داشته اند بامقامات امنیتی وسپاهی ودیگرانی که این روزها می نشینند وفکرمی کنند که چه باید بکنند خبر داده اند. اینها تصورشان این است که ممکن است که درشهرهای کوچک درراهپیمایی 22بهمن خطری تهدیدشان نکند، اما ازمراکزاستانها دل نگرانی دارند وبحثهای جدی دراین مورد درداخل نیروی انتظامی درگرفته. نگران این هستند که این طورکه دارند نیروهایشان را به تهران می آورند وهمه کوشش شان را درتهران گذاشته اند، اگردرمراکزاستانها درراهپیمایی22 بهمن، جنبش سبزبخواهد خودی نشان بدهد وحرکتی بکند، امکان مقابله ندارند.

اگردراین زمینه اطلاعات دیگری هم باشد تا 22 بهمن خدمتتان عرض خواهم کرد. اما آنچه که کاملا مشخص است این است که اگرتمام شهرهای کشوربچه ها به خیابان بیایند ودرمسیرهایی که خودحکومت هم گفته حرکت کنند وشعاربدهند(بااین کمبود نیرویی که اینها دارند به دلیل اینکه همه امکاناتشان را بسیج کرده اندکه برای نمایشی که میخواهند نشان بدهند به تهران بیاورند) فکرمی کنم که می شود که درس بزرگی به کودتاچی ها داد.

اطلاعیه حزب اعتماد ملی وخواست برگزاری رفراندم

“حزب اعتماد ملی”(حزب آقای کروبی) اطلاعیه مهمی را صادر کرده و7 خواسته را درآن مطرح کرده، ازقبیل آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی انتخابات. ولی نکته ای که کاملا جدید است این است که این حزب خواهان برگزاری رفراندم یعنی اساسی ترین خواسته ملت شده و بنا براین حزب اعتماد ملی براین که خواسته اصلی مردم را رفراندم می دانند صحه گذاشته وبه آن دعوت کرده است.

مصاحبه آقای”مصلحی” وزیر اطلاعات و دستگیری 7 روزنامه نگار دیگر

ایشان حرفهای خنده آوری زده، ازقبیل این که برای جنبش سبز کسانی از20 سال پیش برنامه ریزی کرده بوده اند. ولی یک نکته جالب مصاحبه ایشان دارد وآن این است که اعتراف کرده که بخشی ازنیروهای امنیتی ونظامی کشوردرسمت جنبش سبزهستند ودرروزعاشورا یا تظاهرات دیگرباجنبش سبزهمکاری کرده اند ودرسمت مردم قرار گرفته اند.

وزارت اطلاعات دستگیری 7 نفرروزنامه نگاردیگررا دستگیرکرد. ایران نه درخاورمیانه بلکه درسطح دنیا بیشترین روزنامه نگارزندانی را دارد وبه این ترتیب بازهم به آمارروزنامه نگاران زندانی اضافه شد. جالب است که ایران نه تنها نسبت به جمعیت 74میلیونی اش بیشترین روزنامه نگارزندانی را دارد، بلکه حتی به صورت مطلق هم ازکشورچین هم که بزرگترین زندان روزنامه نگاران بود جلو افتاد وبا برخوردهای امنیتی وزارت اطلاعات ودستگاههای امنیتی دیگرمانند سپاه وغیروایران به صورت مطلق هم بزرگترین زندان روزنامه نگاردرسراسردنیاشد.

گفته های سردارهمدانی وآشکارشدن ترس از تجمع میلیونی مردم

سردارهمدانی” فرمانده سپاه تهران ازراهپیمایان خواسته که همدیگرراتحمل کنند.می شود گفت که دست اندرکاران سپاه که این نمایش را تدارک کرده اند وهمه نیروهایشان را با صرف میلیاردها تومان پول وانرژی کشورمی خواهند بیاورند که درتهران یک نمایش ارائه کنند، پیشاپیش وحشت شان گرفته ازاین که اگرچند میلیون مردم پا درخیابان بگذارند آنها مانند قطره درمیان مردم بخارخواهند شد. به همین دلیل هم امیدوارند که مردم هیچی نگویند وشعاری ندهند وهیچ کاری نکنند،بلکه بتوانند فیلم بگیرند وپای خودشان بگذارند.

جنبش سبزدرمسیرهایی که امن وامان است ومسیرهای حکومتی است(ودر صورتی که با مشکلی مواجه شد، درمسیرهای جایگرین که روزگذشته راجع به آن صحبت کردیم) حرکت میلیونی خودش را انجام بدهد وشعارهای اساسی راکه تاکنون مطرح کرده (ضد دیکتاتوری، رفتن دولت کودتا، پشیبانی ازمهندس موسوی وآقای کروبی ورفراندم) روشن بیان بکند وصف ما را ازکودتاچی ها که دنبال تظاهرات دزدی هستند کاملا جدا کند.

افشای توطئه نافرجام علیه آقای خاتمی

فرمانده سپاه علی بن ابی طالب توطئه ترورآقای خاتمی را که چندی پیش مطرح بود،بیان کرده. (که درآخرین لحظه آقای خاتمی با هواپیمای دیگری که جا داشته رفته وتوطئه شان نافرجام مانده). جالب است که دم خروس اینها همان موقع دریکی ازمقالات کیهان بیرون بود، چون قبل ازماجرا گفته بود که سبزها به عنوان پیش بینی ممکن است که خودشان آقای خاتمی را بکشند وبیندازند گردن حکومت. با این اظهارات فرمانده سپاه علی ابن ابیطالب معلوم می شود که توطئه ای داشته اند و گروه تروری داشته اند که بعدها درعاشورا وبعد ازآن درتروراستاد دانشگاه تهران دیده شد. با اظهارات این فرمانده سپاه افشا شد که چگونه سپاه درآن دست داشته است.

تجمع خانواده های زنداینان درشب گذشته جلوی زندان اوین

برای چندمین شب متوالی خانواده های زندانیان درجلوی زندان اوین تجمع کردند. مادران داغدارهم دراکثرشبها به آنها می پیوندند وبازهم ما شاهد آزادی زندانیان دیگربودیم. روز22 بهمن روزسرنوشت سازی است که اگرجنبش پرقدرت پا درمیدان بگذارد وتمام مراکزحکومت را به لرزه دربیاورد، امکان این که ما بتوانیم زندانیانمان را آزاد بکنیم، فوق العاده افزایش پیدامی کند. واگرخدای نکرده جنبش ضعیف ظاهر بشود، ممکن است که همه بچه ها درخطرقراربگیرند. به هرصورت خواست آزادی زندانیان سیاسی یکی ازخواستهایی است که در

راهپیمایی 22 بهمن باید برآن پافشاری کرد.

تجمع اعتراضی کارگران صنایع اراک

کارگران صنایع اراک برای چندمین بارتجمع کرده وخواهان مطالبات معوقه شان شدند وتقاضای دریافت حقوق عقب مانده شان را کرده اند. همانطورکه قبلا هم صحبت کردیم، دراقصی نقاط کشورکارگرها دچارمشکل هستند وجنبش کارگری با تشکیل شوراهای غیرعلنی سعی می کند درهرکارخانه حرکت کارگرها را سازماندهی بکند.

تاکید من براین است که 22 بهمن روزمناسبی است که خواهان احقاق حق و حقوق کارگرها وکارمندان ومعلمان درراهپیمایی باشیم.

تا فردا شاد و پیروزوسرافرازباشید.

به امید پیرزوی ایران و ایرانی.

سلام،

یکشنبه 18 بهمن ماه 88، هفتم فوریه ی 2010 میلادی

امروز در مورد هفت موضوع صحبت می کنیم.

مسیرهای پیشنهادی برای راه‌پیمایی 22 بهمن

موضوع اول، حرکت بزرگ ملی در 22 بهمن است. همان طور که روزهای قبل هم صحبت می‌کردیم، ابعاد کار حکومت و کودتاچی‌ها بیش از پیش در حال روشن شدن است. کودتاچی‌‌ها با به خدمت گرفتن بیش از ده هواپیما از نیروی هوایی و قطارهای اضافه از راه آهن و چند هزار اتوبوس از صنایع دفاع و صرف کردن میلیاردها تومان از پول کشور ـ در حالی که کارگران کارخانه‌ها گرسنه هستند ـ سعی می‌کند با سهمیه‌بندی‌ای که در استان‌ها کرده است، بتواند افراد را به تهران برساند. ظاهراً تا الآن 30,000 نفر را توانسته‌اند قطعی کنند و امیدشان این است که [این تعداد را] برسانند به 100,000 نفر و از تهران هم امید دارند که 100,000 نفر جمع کنند و با 200,000 نفر، آن نمایش را که می خواهند، به انجام برسانند یعنی این که از میدان آزادی تا میدان انقلاب در تهران را به دست بگیرند، بلندگوهای خیلی قوی در مسیر بگذارند مثل 13 آبان که از روی وانت‌ها با بلندگوهای قوی شعر می‌دادند، این دفعه به طور متمرکز از بلندگوهایی که بر روی تیرهای چراغ برق گذاشته‌اند صدای بلند تولید کنند و کمبود نفرات‌شان را هم با پرچم‌های دو ـ سه متری که درست کرده‌اند روی سرشان بکشند تا کمبود آدم‌هاشان دیده نشود و به این ترتیب به قول بچه‌ها «تظاهرات دزدی» کنند. یعنی بتوانند جمعیت میلیونی را که می‌آیند، متعلق به خودشان جلوه دهند و بتوانند نمایش دهند. به نظر می‌رسد بیش از هر چیزی هم این نمایش به درد آقای خامنه‌ای خواهد خورد برای این که او را هم باید قانع کنند که اکثریت ملت با او مخالف نیستند. هم چنان که بعد از روز عاشورا هم حال آقای خامنه‌ای بسیار بد بود.

اما نقشه‌ای را که من الآن می‌خواهم به شما نشان بدهم، نقشه‌ای است که دیدم از طرف شورای هماهنگی 22 بهمن و از طرف یک سری از بچه‌های فعال، در سایت youtube و بالاترین گذاشته شده بود و به نظرم پیشنهادهای خوبی در آن وجود دارد. پیشنهاد اصلی این بچه‌ها این است که مسیر اصلی حرکت ما از میدان امام حسین به سمت میدان آزادی است. اصولاً در 22 بهمن هم مثل سایر تظاهرات‌های حکومتی برای این که در امان باشیم و دچار درگیری نشویم، در همان مسیرهایی که حکومت اعلام می‌کند حرکت می‌کنیم و در همان مسیرها شعار می‌دهیم تا از گزند آن‌ها در امان باشیم. اما چون بسیاری از مسیرهای شمال به جنوب و جنوب به شمال و شرق به غرب از مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی می‌تواند عبور کند، نهایتاً این منطقه، شلوغ‌ترین مسیر خواهد شد و سنجش افکاری که انجام شده نشان می‌دهد که حداقل 2 میلیون نفر مصمم هستند که پایشان را در میدان بگذارند. تصور می کنم با توجه به حساسیتی که وجود دارد، این جمعیت در تهران توان افزایش به دو برابر را هم خواهد داشت. به هر صورت، نکته مورد توجه این بچه‌ها این است که می‌گویند از میدان امام حسین تا میدان آزادی که مثلاً از مراکز تجمعی مثل میدان هفت تیر، میدان ولی عصر، میدان صادقیه یا از سایر خیابان‌ها، از شرق یا از جنوب بخواهیم به این مسیر بپیوندیم و جمعیت بزرگ‌مان را نشان دهیم، اگر به هر دلیلی، با تدارکی که حکومت کرده، دیدیم که در مسیر انقلاب به آزادی، می‌خواهند جلوی ما را بگیرند و درگیری و سرکوب درست کنند و چون ما زن و مرد و پیر و جوان حضور داریم، نمی‌خواهیم درگیری کنیم، بنابراین مثل سایر تظاهرات دیگه، بهتر است مسیرهای جایگزین را هم از پیش بدانیم. در واقع دو مسیر شمال ـ جنوبی وجود دارد. یکی، بچه‌هایی که از جنوب می‌آیند، وقتی بیت رهبری، میدان پاستور و مسیر خیابان کارگر در سر راه‌شان قرار دارد، اگر به سمت شمال حرکت کنند، یک مسیر از طریق میدان ولی عصر و خیابان ولی عصر به سمت شمال است که در تظاهرات قبلی هم همیشه مسیر شناخته‌شده‌ای برای ما بوده است و یکی هم از مسیر میدان توحید حرکت بشود تا زندان اوین. البته صدا و سیما و زندان اوین، هر دو، در مسیر ما قرار دارند. چرا که قرار ما هم بر این است که بعد از تظاهرات هم وقتی از 10 صبح شروع می شود و 1 یا 2 ظهر تمام می‌شود، یک تظاهرات بزرگ هم در مقابل زندان اوین برای زندانیان‌مان داشته باشیم. بنابراین، دو مسیر جایگزینی که پیشنهاد کرده‌اند (در صورتی که مسیرهای اصلی با مشکل مواجه شوند)، به نظرم مسیرهای خوبی است. این را هم عرض کنم که من پیغام‌هایی از هم بچه‌های سه راه آذری و اسلام شهر و اکباتان و آپادانا ـ به خصوص بچه‌های جنوب شهر ـ داشته‌ام که می‌گویند وقتی ما به میدان آزادی برسیم، مطمئن باشید که 100 یا 200 هزار نفر آن‌ها را می‌توانیم جمع کنیم و آن‌ها را در واقع جارو کنیم. بنابراین، این باز تأکیدی است بر این که بچه‌هایی که از مسیرهای دیگر می‌آیند و می‌خواهند از میدان امام حسین تا آزادی را پر کنند(مثل راه پیمایی بزرگ 25 خرداد)، اگر به هر دلیل با مشکلی بر خورد کنند، این دو مسیر جایگزین جنوب ـ شمال را می توانند بچه‌های شمال و شرق تهران پر کنند و آن بخش از بچه‌های جنوب تهران و غرب میدان آزادی، خودشان می‌توانند میدان آزادی را جمع کنند. اما اگر مشکلی نباشد، طبیعی است که مسیر امام حسین به آزادی را می‌توانیم پر کنیم و تمام میدان آزادی را هم بپیوندیم به بچه‌هایی که از غرب یا جنوب به میدان آزادی آمده‌اند و مجموعه را مال خود کنیم. اما به هر حال، تصمیم نهایی را هم طبیعی است که در میدان عملیات می‌گیرند. اگر هم حتی این مسیرهای جایگزین مشکل داشت، ما قبلاً هم تمرین کرده‌ایم و خیلی خوب می‌دانیم که چگونه در تمام سطح شهر پخش می‌شویم و مثل چهلم شهدا (ندا و دیگران) که چند ساعت شهر در اختیار جنبش سبز بود، می‌توانیم تمام شهر تهران را در اختیار بگیریم. در هر صورت، باز هم در روزهای آینده در مورد مسایل 22 بهمن صحبت می کنیم. اما چیزی که واجب است این است که بدانیم حکومت با توجه به حرف‌هایی که می زنند و در واقع به التماس افتاده‌اند، در این روز چاره‌ای ندارد جز این که جنبش سبز را تحمل کند. بنابراین، هر چه قدر که ما بیشتر توی میدان بیاییم، نقشه‌های آنها بیشتر خنثی خواهد شد و قدرت نمایی جنبش سبز ـ همان طور که در روزهای قبل عرض کردم ـ توازن قدرت را به نفع ملت به هم خواهد زد و از آن به بعد در مسیری قرار خواهیم گرفت که هر حادثه‌ای می‌تواند فاز نهایی جنبش را رقم خواهد زد.

نامه علی مطهری به مهندس موسوی

نکته دوم، نامه آقای علی مطهری خطاب به آقای مهندس موسوی است و در واقع لب مطلب آقای مطهری این است که می‌گوید شما دیگر کاری نکنید و ما قول می‌دهیم با احمدی‌نژاد از طریق مجلس برخورد کنیم و او را پایین بکشیم. البته به این قول اعتمادی نیست ولی کاملاً نشان می‌دهد که جناح‌هایی در حکومت دنبال این مسیر هستند که از طریق مجلس، احمدی نژاد را پایین بکشند.

تجمع دیشب خانواده زندانیان سیاسی و مادران داغ‌دار جلوی زندان اوین

نکته سوم، تجمع دیشب جلوی زندان اوین است که مادران داغ‌دار هم تجمع‌شان را آن جا گذاشته بودند و به دنبال برخورد پریشب که تمام منطقه را نیروی امنیتی چیده بودند و کنترل کرده بودند و شاید صدها ماشین و هزاران نیرو گذاشته بودند و ترس‌شان را از تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی نشان داده بودند، دیشب، باز هم این خانواده‌های زندانیان سیاسی و مادران داغ‌دار نشان دادند که دست از تجمع برنمی‌دارند و این حرکت کماکان ادامه دارد.

درخواست آزادی دکتر یزدی توسط جامعه مسلمانان آمریکا

نکته چهارم این است که بیش از سیصد هزار نفر از جامعه مسلمانان آمریکا طی نامه‌ای خواهان آزادی دکتر یزدی شده‌اند که در زندان است.

درگیری‌های لار

نکته پنجم این است که در لار، شلوغی کماکان ادامه دارد و بعضی گروه‌های سرکوب‌گر را حتی از شیراز به کمک فرستاده‌اند اما لار کماکان در نا آرامی به سر می‌برد.

رد تقاضای آیت الله اردبیلی برای آزادی علیرضا بهشتی توسط آقای خامنه‌ای

نکته ششم این است که آقای خامنه‌ای تقاضای آیت الله اردبیلی را برای آزادی علیرضا بهشتی رد کرده است و این کاملاً کینه آقای خامنه‌ای را نشان می‌دهد چرا که قبلاً (بعد از انتخابات) آقای خامنه‌ای می‌خواسته است برادران بهشتی را ببیند اما آن‌ها حاضر نشده‌اند ایشان را ببینند.

ادعای احمدی مقدم در مورد نقش نداشتن او و رادان در کهریزک

و نکته آخر این که آقای احمدی مقدم، فرمانده پلیس، تأکید کرده است که ایشان و رادان در کهریزک نقشی نداشته‌اند و همان داستان «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم» را از ترس حرکت قدرتمند جنبش شروع کرده‌اند.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی V

نگاشته شده توسط: hoviatema | فوریه 6, 2010

آی دیکتاتور!

آی دیکتاتور!

بر زمین خواهی افتاد چون ندانی و ندانی که ندانی و نخواهی که بدانی که ندانی!

آی دیکتاتور بر زمین خواهی افتاد اگر نه امروز یا فردا ولی در فردایی مانند امروز!

آی دیکتاتور بر زمین خواهی افتاد چون قبل تر از تو و دژخیم تر از تو بر زمین افتاده اند!

اندکی صبر سحر نزدیک است!

نگاشته شده توسط: hoviatema | فوریه 3, 2010

بازگشت ما!

سلام

سبز یعنی استقامت تا بهار

خوب مدت زیادی نبودیم و حتما خیلی از دوستان قدیمی هم نگران بودن ولی جامون بد نبود و نگران نباشید.

روزی که نوشتن این وبلاگ ( یا البته نسخه اولیه اش در بلاگفا) رو شروع کردم مهمترین هدفم نوعی مقابله با یک لشگر فله ای وبلاگنویس طرفدار الف نون بود که البته با خیلی هاشون دوست هم شدیم و دیگری ایجاد یک اعتلاف با بچه های همفکر ( به قولی بچه های اینطرفی) که بعدا دیدیم بابا ما خیلی از مرحله پرتیم و ملت هفت شهر عشق که سهله و هفتاد شهر عشق رو هم طی کردند. و نمود این اتحاد رو بعد از انتخابات دیدیم و فهمیدیم معنی واقعی رسانه شمایید رو. خلاصه هدف اول رو بیخیال شدیم و وبلاگ ما شد این که میبینید.

دلیل اینکه نمی نوشتم بیشتر گرفتاری و مشکلات شخصی بود و یک لقمه نان. الحمد لله سهم ما رو هم از بودجه تصویبی کنگره دادند!!!! و مشکلاتمون حل شد و الان دوباره از روی بیکاری داریم مینویسیم ببینیم چی میشه تا چک بعدی کنگره برسه ببریم بانک ملی نقدش کنیم!!

خوب در آستانه یوم الله 22 بهمن هستیم و خوب حتما در جریان هستید که یوم الله فقط برای بعضی هاست و همونها که ازشون با ساندیس پذیرایی میکنند و اتوبوس مجانی دارند و شام و نهار و صبحانه و حمام و فتح المبین و غیره براشون فراهمه و باقی ملت هم که برند غاز بچرونند که همه بنا به حرف آقایون انصار الشیطان هستند و غیره.

مصرع: کافر همه را به کیش خود پندارد.

البته ما اینجا نمیخوایم الکی به کسی بگیم آی بیایین حتما شرکت کنید ! استبداد سرنگون است و غیره بعدش برید بگیرندتون ننه باباتون ما رو نفرین کنند که بچه ما وگلاگ! شما رو خوند رفت تو خیابون کشته شد! این که 22 بهمن چیکار میکنید و اینها به خودتون بستگی داره ما فقط حدیث نقل میکنیم که:

انسان آزاده زیر بار ظلم نمی رود!

چند وقت پیش یه عکسی دیدم تو یکی از روزنامه ها که یه خواهر فلسطینی همچین شیک و پیک واستاده بود رو خرابه هایی و یه دستش پرچم فلسطین و یکی دیگه هم پرچم حماس و روبروش هم سربازای اسرائیلی و خلاصه حتما اونطرف هم ناظران سازمان ملل که عکاسه با خیال راحت داشت عکسش رو میگرفت و سربازای اسرائیلی هم کاری نمیتونستند بکنند از ترس عکاس. خلاصه سرتون رو درد نیارم زیر عکس زده بود شجاعت دختر فلسطینی!!! عکس منتخب نمیدونم رویتر بود یا کجا!

با خودم آهی کشیدم و گفتم کاش یکی هم عکسهای بچه های ما رو چاپ میکرد تا بفهمند شجاعت یعنی چی. اما دیر نمیشه و مطمئنم یک روز تمام این عکسهایی که با موبایل و دوربین گرفتید با افتخار در رسانه های همین مملکت نشون داده میشه.

خوب این هم از بازگشت ما. تا مطلب بعد سبز و سربلند باشید.

نگاشته شده توسط: hoviatema | دسامبر 24, 2008

کریسمس مبارک!

سخن اول

زمستان است و هوا قائدتا باید سرد باشد. هر چند اینجایی که من هستم هنوز تابستان است و جالب اینجا بود که اصلا در این مدت ما زمستان ندیدیم! خنده دارش تغییر طول شب و روز است که چه در زمستان و چه در تابستان اذان مغرب همان است که بود! دلمان را خوش کرده بودیم چند روزه قضا را بگذاریم دم شب چله که روز مثلا کوتاه است! زهی خیال باطل و زهی امید محال!

القصه گویا این شب چله هم برای خودش داستانی دارد و ما هنوز نفهمیدیم چرا باید این شب مبارک باشد. اگر بگوییم که رسم است و نشان هویت ایرانی است و غیره، والله تا آنجا که ما تحقیق کردیم بر میگردد به آیین میترایی اقوام ما قبل آریایی یا همان خورشید پرستان. برخی البته می گویند که آرایی ها هم قبل از زردشت میترایی بودند. خوب بودند که بودند اشتباه کردند که بودند. اما به هر حال مثلا جشن است دیگر و هرچه باعث شادی شود، بحثی نیست بگذاریم باشد شاید مرهمی بر دل همیشه عزادار این ملت شود. ما هم از این  Iconoclasticism دست بر میداریم این بار. چرا که دوستان ارزش مند ارزشی به اندازه کافی بر ریشه سنتهای این ملت میزنند ما دیگر این بار را کوتاه میاییم. امید است که خوش بوده باشید با شب چله و یلدا و غیره ،هندوانه هایتان قرمز و انارتان شیرین بوده باشد و کرسی تان گرم و آجیلتان به راه.

سخن دوم

گروهی از دوستان هم که به حج رفته بودند و یواش یواش بازگشتند، امید که حجشان مقبول و سعیشان مشکور و جای ما را در ولیمه حسابی خالی کنند. از طرف ما:

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همینجاست بیایید بیایید

باقی را خودشان بروند از غزلیات شمس بخوانند.

سخن سوم

راستی فردا گویا به قولی تولد عبدالله عیسی ابن مریم علیه سلام است. معتقدم مسیح مظلوم ترین پیامبر خدا بود. مظلوم و تنها. اگر ابراهیم اسماعیل را داشت و موسی هارون را و محمد علی را، عیسی کسی را نداشت جز 13 حواری که آنها هم تو زرد از آب درآمدند! حالا از روی لج بازی است یا چه حکمتی، نمی دانم چرا حکومت محترم اسلامی ما تولد این پیامبر بزرگ را که احتمالا زنده هم هست و در پای منبر گاهی از ایشان در قضیه ظهور امام زمان هم مایه می گذارند اصلا تحویل نمیگیرد و حتی یک روز را به احترام ایشان تعطیل نمیکند! آهان فهمیدم ایراد کجاست. احتمالا اگر حضرت مسیح به شهادت رسیده بود حتما آنرا تعطیل میکردند! حیف که اتفاق نظری در این رابطه نیست. خنده دار اینجاست خود این مسیحیان روزی را که معتقدند مسیح را به صلیب کشیده اند به یاد مسیح جشن میگیرند تحت نام ((good Friday)) که همان جمعه قبل از easter  است.

اینجا هم کریسمس است اما کریسمس بدون برف مثل ساندویچ بدون نوشابه است. توی گلوی آدم گیر میکند. اصلا این ((سانتا کلاوز)) چطوری میخواهد با سورتمه اش بیاید اینجا که اصلا برف ندارد؟ گمانم سورتمه اش در گل گیر کند! یا شاید در راه گوزنهایش را ببر ها بخورند! ای بابا چه ساده ای! سانتا که اینجا نمی آید. سانتا را به اینجا چکار. سانتا فعلا در لندن و نیویورک و واشنگتن و برلین و استکهلم و پاریس و کلی جای دیگر برنامه دارد! تازه وگاس را یادم رفت! آخر کدام آدم عاقلی کریسمس ((وگاس)) را ول میکند می آید این

(( god forsaken land)) که تو خودت را الافش کردی؟

به هر حال کریسمس تان مبارک.

نگاشته شده توسط: hoviatema | دسامبر 8, 2008

روز دانشجو فستیوالی دیدنی!


در مدتی که در این بلاد شرقی بوده ام انواع و اقسام فستیوالهای مذهبی و ملی را به چشم دیده و از شرکت در آنها لذت برده ام. گه گاه از من هم میپرسند که شما در کشورتان چه فستیوالهایی دارید؟  من هم با آب و تاب برایشان در باره نوروز و چهارشنبه سوری و عزاداری روز عاشورا ( با تاکید بر اینکه این یک قلم عزاداری است و نه جشن) و عید فطر و قربان و خلاصه سایر جشنهای ملی و مذهبی توضیح میدادم. امروز بعد از خواندن اخبار روز داشنجو به یادم افتاد که ای دل غافل مهمترین فستیوال سرزمینم را از قلم انداخته ام! آخر فستیوالی به این مهمی که هر ساله فقط یک بار فرصت برگزاری دارد چرا باید از یادم میرفت؟ این فستیوال هر ساله در نیمه آذر ماه برگزار میشود و در آن دانشجویان در دانشگاه مرکزی پایتخت جمع شده به یکسری آدم نامشخص بد و بیراه میگویند و در نهایت هم پس از صدور بیانیه با گاز اشک آور یا چماق یا لگد و سایر تنقلات پذیرایی شده و فردا مثل بچه آدم به سر کلاسشان بر میگردند. البته از میان این دانشجویان چند نفری هم به عنوان دانشجوی نمونه برای شرکت در تور تفریحاتی ویژه بند 209 اوین انتخاب میشوند.

نمی دانم تا کی همینطوری الکی می خواهیم دور هم جمع شویم ، چند ساعتی داد بزنیم، یک مشت خزعبلات تکراری تحت عنوان بیانیه از خودمان در کنیم و در نهایت هم پس از پذیرایی توسط برادران نیروی انتظامی به خانه مان برویم و فردا روز از نو و روزی از نو و خندیدن به ریش پورفسوری دانشجوییمان توسط صاحبان زور. این طوری نمی شود. آقایان و خانمها این را نمی گویند جنبش دانشجویی. این خیلی باشد میشود در حد فستیوالهای احمقانه هندی! سالی یک بار دور هم جمع شدن و الکی شعار دادن دوزار نمی ارزد. من نمی دانم باید چکار کرد ولی این را مطمئنم با این کارها اگر قرار بود مملکت دموکراتیک شود الان محمود نفتی سرکار نبود. چاره ای دیگر باید.


نگاشته شده توسط: hoviatema | دسامبر 4, 2008

عدالت واژه ای پیچیده

بلاخره فرصتی شد تا در رابطه با مطلبی که چند وقت پیش نوشتم و سپس حذف کردم صحبت کنم. توضیح اینکه در رابطه با اعدام مرحومه فاطمه حقیقت پژوه و نقد برخورد دوستان مدافع حقوق بشر مطلبی نوشته بودم که در بخشی از آن نوشته تناقضاتی موجود در دفاعیات متهمه که به نظر حقیر رسیده بود را مطرح کرده بودم. متاسفانه لحن این بخش قدری طعنه آمیز شد. از آنجایی که تصور نمی کردم حکم در مورد متهمه اجرا شود مطلب را در وبلاگ درج کردم. اما فردای آن روز با شنیدن خبر اجرای حکم یک آن به فکر فرو رفتم که اکنون که من مشغول وبلاگ بازی هستم و از این مطلب داغ برای جلب چهار نفر آدم بیکار تر از خودم استفاده کرده ام دختری باید برود جنازه مادرش را تحویل بگیرد و مراسم تدفین را به اجرا در آورد. حتی تصور این موضوع آدم را ناراحت میکند. من هم که نه مدعی العموم هستم و نه وکیل خانواده مقتول. لذا تصمیم به حذف پست گرفتم.

این میان دوست ارزشی ای که از ما خوشش نمی آید ولی ما دوستش داریم (هرچند نه من می دانم کیست نه او می داند من کیستم) یقه ما را گرفته که آی رفیق جربزه اقرار به اشتباه خوابید! انگار شریعتمداری یقه خاتمی را گرفته باشد!(خود بزرگ بینی مفرط را حال میکنید!) البته تقصیر از من بود که بد نوشته بودم و مطلب اینگونه معنی می داد که من ((مخالف قصاص)) بوده ام در حالی که منظور من ((مدافع اغراق آمیز عفو)) بود. خاطره ای هم چاشنی کار کرده بودیم که نشان دهیم رطب خورده منع رطب کی کند! یعنی تا خودم آن سعه صدر را در خودم نبینم که از قصاص بگذرم به دیگری هم توصیه نمیکنم.

مطلب بعدی بحث بر سر این بود که هیچ احدی تحت هیچ شرایطی حق ندارد شخصا اجرای قانون را بر عهده گیرد. فرض را بر این گذاشته بودم که مقتول گناهکار و سزایش هم سنگسار! اما این امر باید توسط مجری اش انجام شود نه مردم عادی. چه بسیار دیدم در وبلاگهایی که با تمسخر و هجو و گه گاه هزل نوشته اند در دفاع از عمل انجام شده : (( آی اگر دیدی کسی دارد ناموس شما را فلان میکند ابتدا اخم کنید سپس تذکر دهید سپس به نیروی انتظامی مراجعه کنید!)) برادر عصبانی که این گونه مینویسی بدان و آگاه باش امروزه در تگزاس هم دیگر گاوچرانها اسب دزد را به دار نمیزنند بلکه وی را به دادگاه میسپارند!بله درست است در این مورد هم حقیر از آن رطب خور های قهارم که نباید منع رطب کنم اما باید همه ما بدانیم که بنا بر قانون هیچ شهروند عادی مجوز اجرای خودسرانه قانون را ندارد و پست ترین افراد هم حق دارند در دادگاه صالحه محاکمه شوند. (گیرم حکومت محترم ما این حرفها سرش نمی شود من و شمای ادعای حقوق بشر چطور؟) برخی دوستان با تاکید بر عمل شنیع مقتول سعی در مهدورالدم نمودن وی دارند که باید گفت هر چقدر هم عمل فرد خاطی شنیع باشد در یک جامعه قانون مدار و متمدن مجوز قتل برای شهروندان عادی محسوب نمیشود. اگر من و شما مدعی حقوق بشر هم بخواهیم از روی غیرت! و تعصب به تکلیف عمل کنیم! پس تفاوت مان با قاتلان محفلی چیست که آنها هم بر اساس غیرت خود تعریف کرده عمل میکنند و نه عقل و قانون.

بحث بعدی همانطور که در بالا هم اشاره شد تناقضات دفاعیات متهمه مرحومه بود که در اینجا از ذکر و شکافتن آنها خودداری میکنم چرا که دیگر موضوعیتی ندارد و اصولا آن بنده خدا هم دستش از دنیا کوتاه است.

در پایان باید گفت که عدالت واقعا مفهوم پیچیده ایست و قضاوت عملی بس دشوار! گاهی با خود می اندیشم قضات دل بزرگی دارند! چه دلی دارد فردی که باید بر اساس یافته هایی که اکثرا هم چندان قطعی نیستند در رابطه با زندگی مردم حکم کند!یک آن  تصور کنید که زندگی و مرگ انسانی در دست شماست و به هر حال باید به عدالت هم عمل کنید و از طرفی عدالت الزاما اجرای قانون نیست!

نگاشته شده توسط: hoviatema | نوامبر 22, 2008

برادر جکسون شما هستید؟

امروز که چشممان به صفحه اول روزنامه ((TIMES OF INDIA)) افتاد کم مانده بود به خانواده شاخداران بپیوندیم! در ستون کناری روزنامه خبری درج شده بود مبتنی بر اسلام آوردن برادر ((مایکل جکسون)) خواننده یا بهتر بگویم رقصنده سابقا سیاهپوست آمریکایی که در دهه گذشته با پرونده سوء استفاده جنسی از کودکان و سفید کردن پوست خود و جراحی ترمیمی بینی گوی سبقت را از ((بریتنی اسپیرز)) و ((پاریس هیلتون)) ربوده بود! از آنجایی که روزنامه تایمز هندوستان در انتشارات خزعبلات سابقه طولانی دارد و اصلا هم ککش نمیگزد اگر خبر چرتی درج کرده بعدا معذرت خواهی کرده و آنرا اصلاح کند (آخر این کشور بی صحاب را چه به این حرفها!) خودمان در صدد تحقیق بر آمدیم و دیدیم فعلا که خبر در حد انتشار در وبلاگهای ملت انگلیسی زبان است و هیچ خبر گزاری رسمی آنرا تایید یا رد نکرده است. اما در همین جستجوها یک موزیک ویدئو جالب پیدا کردیم که اگر اینترنت پدر مادر دار داشته باشید و حوصله می توانید از ایییییییییننننننجججا تماشا کنید. خلاصه ما که از این تواشیح برادر میکاییل (گویا اسمش را هم عوض کرده از مایکل کرده میکائیل!) خیلی لذت بردیم!مخصوصا آنجا که میگوید:

“ALLAH IS GHAFOOR, ALLAH IS RAHIM, ALLAH IS THE ONE WHO LOVES MOHSENIN”

آنچنان  هم این ((ح)) “محسنین” و” رحیم” را غلیظ ادا میکند که آدم فکر میکند هفت پشتش عرب بوده اند!نمی دانم چرا یاد فیلم مارمولک افتادم آنجا که پرویز پرستویی به دیدن دوست جاعلش رفته میگوید: ((برادر جکسون شما هستید؟))

یادش بخیر ناظمی داشتیم در دبیرستان تکیه کلامش در مواعظ صبحگاهی این بود: ((نبینم کسی از این شلوار های عنتر جکسونی بپوشه!))

البته همانطور که گفتم صحت و سقم این خبر هنوز رسما مشخص نشده است. اما اگر ایشان واقعا مسلمان شده باید به ایشان گفت: آخر عزیز من تو که میخواستی بیای در آغوش اسلام چرا این همه مدت در سنگر استکبار داشتی به ما شبیخون فرهنگی میکردی؟ آخه چرا آن همه جوان انقلابی رو با آهنگهای ((thriller))،((they don’t care about us))،((black and white)) و((do you remember the time)) از راه راست و مسیر حق منحرف کردی؟ البته من فکر کنیم اینها همه تاثیرات نامه های آقای احمدی نژاد باشد! احتمالا وزارت خارجه اشتباهی نامه ها را بجای کاخ سفید به ویلای مایکل جکسون فرستاده! باز هم بگویید این دکتر ما معجزه هزاره سوم نیست! این هم متن تواشیح برادر جکسون برای عزیزانی که(( listening)) شون ممکنه خوب نباشه! این هم لینک ثابت موزیک ویدئو:

http://www.dailymotion.com/video/x5ursa_mickael-jackson-allah_music

Give thanks to Allah,
for the moon and the stars
PRAISE HIM ALL DAY FOR,
what is and what was
take hold of your eman
dont givin to shaitaan
oh you who believe please give thanks to Allah.
Allahu Ghafoor Allahu Raheem Allahu yuhibbul el Mohsineen,
hua Khalikuna hua Razikuna wahuwa Ala kulli shaien Kadir

Allah is Ghafoor Allah is Raheem Allah is the one who loves the Mohsineen,
He is a creater, He is a sustainer and He is the one who has power over all

نگاشته شده توسط: hoviatema | نوامبر 16, 2008

خارج از دستور 3

نطق اول:

خیلی ناراحت شدم! خیلی! باز هم یک سالن سینمای دیگر در این مملکت دود شد و رفت هوا! به همین سادگی! به همین بدمزگی! اصلا من نمی دانم چرا انقدر در این مملکت آتش گرفتن سالن سینما شایع است! در کجای دنیا این همه سالن سینما آتش گرفته که اینجا هر از چند گاهی یک سینما آن هم از نوع باحال و با کلاسش آتش میگیرد؟ مگر این مملکت کلا چند سالن نمایش فیلم دارد؟ نه کسی را متهم می کنیم و نه به شایعات دامن میزنیم. اصلا مقصر خود لیلا حاتمی و علی مصفا هستند که از این امانت فرهنگی به خوبی محافظت نکردند! با آن وضع قوانین فیلم و فیلم سازی حالا یک فیلمی که با هزار بدبختی و مکافات ساخته میشود باید دربدر دنبال سالن سینما بگردد برای نمایش! نه اینکه حالا همین یک سینما بود و دیگر تهران سینما ندارد و غیره! یک نگاه به اینجا بیاندازید حد اقل به عنوان یک ساختمان قدیمی که بخشی از هنر این مملکت در آن به نمایش در آمده ارزش این ساختمان برایتان مشخص می شود. بگذریم از کافه آنتراکت که برای خودش یک نوآوری به حساب می آمد.

نطق دوم:

مقام معظم رهبری در اظهارات اخیر خود به نکاتی اشاره کرده اند که مورد رضایت خداوند متعال نیست. خدمت ایشان عرض میشود ( البته عرض امثال حقیر که غیر خودی یا به قول فرنگی ها NOKHODI هستیم که اهمیتی ندارد) جناب حضرت آقا! خداوند متعال از خیلی چیزهای دیگر هم خوشش نمی آید! شما همین یک فقره گیر دادن ته مانده چهار تا روزنامه به انچوچک چشمت را گرفته! عجب! خدا را خوش نمی آید دروغگویی حضرت محمود خان احمدی نژاد معروف به MAHMOOD THE LIER برای ملت آشکار  شود اما خدا را خوش می آید فردی با مدرک دیپلم ردی حقوق دکترا بگیرد؟ دختر مردم را بیگناه بکشند بگویند خودکشی کرده؟ نگذراند مردم بر مزار مردگانشان فاتحه بخوانند؟ سنگ قبر شاعر و نویسنده مرحوم را بشکنند (گیرم شما یکی از شعرش خوشت نمی آمده همشهریت اخوان را میپسندیدی)؟ حقوق ملتی را به یغما برند و نان گندیده ای در عوض بدهند تا از گرسنگی نمیرند؟ آبروی ملتی را در دنیا ببرند؟ در روز روشن دروغ بگویند؟ به مردم مثل آب خوردن تهمت بزنند و در روزنامه جاتشان هر اراجیفی به هر آدم محترمی بگویند و بعد از انتشار جوابیه طفره روند؟ می گویند غیبت حرام است مگر غیبت انسان فاسق و غیبت زمانی که از شما در باره صلاحیت کسی پرسش شود. اگر آقای احمدی نژاد بی لیاقت است و دروغ میگوید و مملکت را با خطر ورشکستگی مواجه کرده و هزار چیز دیگر و همه هم مستند و مستدل است حالا بر فرض یکی بیاید با هدف تبلیغ انتخاباتی پبته این آدم مزوّر را روی آب بریزد، این مصداق عدو شود سبب خیر دارد نه سیاه نمایی و بی بندو باری مطبوعاتی.

نطق سوم:

یعنی خاک بر سر این مجلس! آی جواد لاریجانی کجایی که باز باید کرکره خاک فروشی را ببری بالا و ((خاک بر سر…)) نثار ملت بکنی! آخر کدام آدم عاقلی خودش به دست خودش اختیاراتش را محدود می کند؟ ای تف بر ذات هر چه آدم پاچه خوار است! این مجلس اختیار تحقیق و تفحص از کجا را داشته باشد برای آقایان خوش است؟ اصلا مجلس میخواهیم چکار؟ خودتان بنشینید در آن شورای به اصطلاح نگهبان ( که به جز مانع تراشی در سر راه تحقق دموکراسی هیچ کار دیگری بلد نیست) قانون بنویسید ببرید بدهید آقایتان امضا کند.

والسلام!


امروز بار دیگر ملت همیشه در صحنه و انقلابی آمریکا به پای صندوقهای رای رفتند تا بار دیگر مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و ارتجاع جهانی بخصوص القاعده و احمدی نژاد بکوبند. حضور پر شور مردم در صفوف بهم فشرده رای گیری به حدی بود که خبرنگاران و عکاسان خارجی را به وجد آورده بود. خبرنگار روزنامه کیهان وابسته به سران مرتجع جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه با واحد خبر گفت: (( ما تا بحال فکر میکردیم فقط در میهن اسلامی ما دموکراسی اجرا میشود و مردم آمریکا از حق انتخابات آزاد محروم هستند! اما امروز با دیدن این شور و شوق خودم هم تصمیم گرفتم به کاندیدای محبوبم رای بدهم که البته با تذکر مسئول صندوق رای متوجه شدم که در کشور خودم نیستم. اما حتما به حاجی شریعتمداری این موضوع را اطلاع خواهم داد تا دوتایی به آمریکا مهاجرت کنیم!))

بر اساس گزارشهای رسیده سناتور اوباما پس از اعلام نتایج رای گیری در جمع هواداران پرشور خود اعلام کرد که این پیروزی در سایه الطاف حضرت مسیح و دعای خیر پاپ بندیکت هشتم حاصل شده. ایشان افزودند که مادر بزرگشان که چند روز پیش مرحوم شدند خودشان گفتند که شخصا حضرت مریم را در خواب دیده اند که به ایشان فرمود: (( به باراک بگو کاندیدا شود)). در این لحظه صدای گریه حضار فضای مجلس را روحانی نمود!

سناتور مک کین پس از شنیدن نتایج انتخابات در نامه ای به نتایج اعلام شده اعتراض کرده و ضمن عدم پذیرش شکست افزود که نتایج آرا بسیار مشکوک می باشد. ایشان در مصاحبه با واحد مرکزی خبر گفت: ((من از طریق رادیو و اینترنت نتایج را به طور مستمر دنبال میکردم. تا قبل از ظهر همه چیز به نفع ما بود تا اینکه بعد از یک استیک حسابی گفتیم برویم یک چرتی بزنیم تا بعد از ظهر که پیروزیمان اعلام شد برای سخنرانی آماده باشیم    ( عنایت دارید که کهولت سنمان و غیره … ) تازه به سارا سپردیم که حواسش  به رادیو و اینترنت باشد و جواب تلفن را هم ندهد که خدایی نکرده کسی اسگولش نکند! تا بیدار شدیم دیدم واشنگتن و اروگون و کالیفرنیا از دستمان پریده! بابا خود آرنولد شخصا به ما قول داده بود همه در کالیفرنیا به ما رای میدهند! تازه من جانباز هشتاد وهفت و سه دهم درصد بودم و این را به کسی هم نگفته بودم و ذخیره آخرت نگه داشته بودم!))

تصحیحیه بعد از خواندن اینجا! گویا آمریکایی ها هم مثل ما هستند!

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها